می گویند هر گاه کسی بخواهد از حال و احوال ذهنی ملتی آگاهی پیدا کند بایستی سری به ویترین کتابفروشی ها ی کشورشان بزند. سفری که چند سال پیش به ایران داشتم این مسئله را به بوته ی آزمایش گذاشتم و با دید دیگری از روبروی کتابفروشی ها رد شدم والحق که این گفته درست از آب در آمد. از ویترین کتابفروشی های سالن انتظار فرودگاه مهرآباد و کتابفروشی های جلو دانشگاه و دکه های کنار خیابان در تهران گرفته تا ویترین های رنگارنگ کتاب در خیابان زند و پیاده روهای روبروی فلکه ی شهرداری و روبروی موزه ی شهر و پشت دیوارهای ارگ کریمخانی در شیراز و خلاصه دکه ها و غرفه های کتاب در اصفهان همه و همه مملو از کتاب ها یی بود که که به فراخور احتیاجات ذهنی مردم درمعرض نمایش گذاشته شده بود و آن احتیاجات به احتمال قریب به یقین عنوان این کتاب ها ( در زیر آمده ) و دستیابی به آنها بود.
نمونه ای از عناوین کتاب ها اینها بودند.
آآیین زندگی مردان موفق ،درمان عصبیت، راز فال ورق، انسان شفا بخش ، آرامش، مراقبه، آب درمانی ، روانکاوی مقدمه ، به من بگو چرا؟ ، به بچه ها چه بگوییم ، رموز غلبه بر افکار منفی ، نور درمانی و..
در واقع بخش قابل توجهی از کتاب های پر فروش را موضوعات مربوط به موفقیت، برنامهريزی ذهن، مدیتاسیون ، نگرش مثبت و موضوعاتی از اين دست تشكيل مي دادند که البته نشان دهنده ی نیاز جامعه در آن مقطع زمانی بود.
اما بد نیست بدانیم که جدای از مسایل و مشکلات اقشار متوسط و پایین اجتماع، امروزه تقریبا در همه جا برای موفقيت و دستيابی به اهداف مورد نظر در زندگي راه هاي مختلفی در کتب مختلف ارائه شده است که گاهی می توان برخی از آنها را در زمره ی کتاب های خوب و زندگی ساز قرار داد. من خودم كتابهایی در اين زمينه مطالعه كردهام و استفادههای زيادی نيز از آنها بردهام. لازم به توضيح نيست كه پراكنده گويی و مبهم پراکنی و عدم ارائه راه های مشخص و تكرار حرفهای ديگران در خيلي از كتابها قابل رديابی است. در كنار همه موارد ارائه شده كه بسياری از آنها بدون شك تاثير مثبتی بر خواننده به جای ميگذارد، به تجربه شخصي و با تامل در احوال و افكار خود و ديگران به سه اصل ارزشمند رسيدهام كه رعايت اين اصول زندگي مرا متحول كرده است، آرامش، رضايت، قاطعيت، نگرش مثبت و هدفمندي از آثار رعايت اين اصول است گرچه هنوز در اين مسير به تلاش و كوشش زياد نيازمندم. بسيار مايلم اين اصول را با شما در ميان گذاشته و شما را به تفكر و تامل در پيرامون آن دعوت نمايم و ميخواهم چنانچه مورد پذيرش شما نيز بود آنها را نصب العين زندگی خود قرار دهيد اگر تا حال قرار نداده اید:
ا – شفاف
این برای همه آشناست که همه ما كساني را ديدهايم كه مواضعی دو پهلو، مبهم و نامشخص دارند در مورد مسئلهای سخن های فراوان مي گويند ولی بالاخره خواننده و يا شنونده متوجه نميشود كه نهايتا طرف مخالف است يا موافق؟ رد مي كند يا مي پذيرد؟. شفاف نبودن، آفت بسيار بزرگي است كه به تدريج قاطعيت و صلابت را از فرد ميگيرد و به جاي آن ترديد و دودلي را جايگزين مي سازد، و فرد را به سمت رفتارهای محافظهكارانه و به قول معروف يكی به ميخ يكي به نعل سوق مي دهد. تا ميتوانيم بايد در تصميم گيری ها ، اظهار نظرها و روابط با ديگران شفاف باشيم و مواضع روشن و مشخص داشته باشيم. اين اصل اولين اصل شفا بخش است كه مسير و سمت و سوی حركت و خط فكری ما را مشخص ميكند و كم كم ذهن ما ياد مي گيرد كه هميشه خط سير مشخص و روشني را دنبال كند و از ارائه مواضع مبهم و سردرگم اجتناب كند.
2 – فعال
این فعالیت جدا از فعالیت معروف فیزیکی و ذهنی است. بهتر است اين مسئله را با ارائه مثالی روشن نمايم. ما در ميهمانی ها و جشنها با افرادی مواجه می شویم كه نه تنها خود مي رقصند بلكه ديگران را نيز به رقص دعوت مي كنند، ولي بيشتر مردم منتظر می مانند كه كسي آنها را به رقص دعوت كند. شما جز كدام گروه هستيد؟ دست ديگران را براي رقص مي گيريد يا منتظر هستيد ديگران شما را به رقص دعوت كنند؟ و يا اينكه در صورتي كه از شما دعوت نيز شد با اكراه و تعارفهای معمول و با اصرار زياد مي پذيريد؟ اين مثال به نظرم روشن كننده منظور من از فعال بودن است درواقع به صورت مشخص من به رفتارهای كنشی معتقدم تا واكنشی، به جای اينكه رفتارهای ما واكنشی در مقابل دنيای پيرامون مان باشد بهتر است خود به عنوان بخشی از دنيا رفتارهای كنشی داشته باشيم و ديگران را نيز به فعاليت وادار كنيم اين ويژگی شخصيت فرد را از انزوا و انفعال خارج كرده و از يك واكنش گر به كنش گر تبديل مي كند. در واقع در رفتارهای واكنشي محور و مبنا ديگران و دنيای خارج از فرد است و او متناسب با مواضع و برخوردهای ديگران رفتار مي نمايد، بنابر اين چون رفتار ديگران به صورت مشخص و پيش بينی شده نيست بنابراين واكنش فرد نيز نامشخص و غير قابل پيش بينی است و چه بسا كه باعث سلب آرامش و وابستگي و دغدغه و اضطراب می گردد ولي در حالت فعال و رفتارهای كنشی فرد ملاك و محور است و نه تنها بر رفتار خود تسلط دارد بلكه ديگران را نيز آنگونه كه خود ميخواهد و در جهت خواسته خود سوق ميدهد.
3 – آگاه
آگاهی همیشه مسئولیت به دنبال دارد . منظور از اين اصل اين است كه عنصر آگاهی را چاشنی رفتارها و عملكرد خود كنيم اين بسيار حياتی است كه از عواقب رفتارهای خود مطلع باشيم و در واقع بدانيم چه مي كنيم، در بسياری از موارد جای اين ويژگی در رفتار ما خالی است، رفتار آگاهانه مسئوليت پذيری را به دنبال خواهد داشت با آگاهي در واقع به صورت خودكار به پالايش رفتار خود مي پردازيم و بخشي از آن را كه ممكن است عواقب منفي بر ای خود يا ديگران داشته باشد حذف و پالايش مي كنيم.
اگر هميشه رفتارهايمان را از منظر اين سه ويژگي بسنجيم و با پرسشهايي كه از خود مي كنيم به اصلاح آنها بپردازيم. آيا عنصر شفافيت در رفتار من به وضوح براي افراد مقابل قابل رديابی است آيا اگر من به جای آنها بودم از اين رفتار برداشت روشن و مشخص مي داشتم؟ آيا رفتارم فعالانه است يا انفعالي؟ آيا متناسب با يافتههای فردی و مبتني بر جمع بندی خودم رفتار مي نمايم يا متناسب با شرايط و نحوه برخورد افراد ديگر؟. آيا ميدانم چه ميكنم و از عواقب رفتارهاي خود آگاهي دارم؟ آيا مسئوليت اعمال و رفتار خود را می پذيرم؟