قبل از پرداختن به اصل مطلب لازم به این توضیحات است لابد که:
1 – توصیفات ارائه شده به نظر من مربوط به اکثریت مردان جامعه ایرانی است نه کل جامعه.
2 – غرض از پرداختن به این موضوع منفی نگری و نگاه به نیمه خالی لیوان نیست، بلکه به زعم من بیان بخشی از واقعیات موجود جامعه در جهت اصلاح و زدودن بنیان های رفتارهای منفی است.
3 – طبیعی است که رفتارهای ما یکسره منفی یا مثبت نیست بلکه ترکیبی از آنهاست که به جمعبندی به سمت مثبت یا منفی منتهی می شود.
4ـ و بالاخره درود و سپاس و قدردانی ام به تمام مردان آزاده و سربلند ی که سودای اعتلای انسان را در سر دارند.
· شکی نیست که مرد ایرانی بسیار غیور است، این غیرت چه بسا در مواقعی فوران کرده و چنان سر ریز می نماید که باعث میشود کوچکترین حرف و نگاه چپی به خواهر، مادر و یا سایر نوامیس دیگرش با بدترین پاسخها مواجه شده و چه بسا باعث آسیب رسیدن به فرد هتاک شده و یا بواسطه آن جدال خونینی در گیرد که منجر به آسیبهای جدی به هریک و یا دو طرف مخاصمه شود. ولی او اکثر مواقع بدترین حرفها و نگاه ها و رفتارها را نثار خواهر، مادر و یا سایر نوامیس دیگران مینماید بدون اینکه کمترین اثری از توجه به این تضاد رفتاری در او نمایان شود.
· مرد ایرانی اندر محاسن رعایت حقوق دیگران بسیار سخنسرایی میکند و حرفهای اساسی و قابل تامل میزند ولی معلوم نیست با وجود توجه به حقوق دیگران چرا همیشه دنیال آشنا و پارتی در جاهایی است که به نحوی کارش گیر است و ترجیح میدهد کارش زودتر از دیگران و فارغ از روالها و چارچوبهای عرفی و قانونی انجام پذیرد.
· مرد ایرانی پای منبر کسانی که به جز بازی با کلمات هنر دیگری ندارند ساعتها می نشیند بدون اینکه حتی یک جمله مفید از تمام سخنسرایی طرف دستگیرش شود ولی حاضر نیست یک دهم آن وقت را بگذارد و کتابی ارزشمند را مطالعه کند که او را با نحوه تفکر و اعتقادات صحیح آشنا میکند.
· مرد ایرانی به راحتی آب خوردن حرفهای بی ربط و خرافاتی را میپذیرد ولی به خود زحمت نمیدهد که در مورد چرایی این افکار و اعتقادات به بحث بنشیند و اندکی از وقت ارزشمندش را صرف علت و ریشه این اعتقادات کند.
· مرد ایرانی رعایت قانون رانندگی را نه به خاطر آسودگی زندگی خود و دیگران بلکه آنرا ناشی از اجبار و نظارت پلیس میپذیرد بنابراین کافی است که نگاه پلیس از او غافل شود او به سرعت شخصیت و ذات وجودی خود را به همگان نشان خواهد داد.
· مرد ایرانی لهجه و زبان خود را بالاتر و ارزشمندتر از زبانهای دیگران میداند و از نظر او دیگران با لهجه های متفاوت قابل تمسخر ودست اندازی هستند.
· مرد ایرانی به نسلهای گذشته خود به عنوان انسانهای بزرگی مینگرد که واجد صفات والای انسانی بوده اند ولی هیچگاه به صورت متقن و مشخص چند ویژگی مثبت آنها را نمیتواند بشمارد.
· مرد ایرانی در مراسمهای مختلف مذهبی و عزاداری بسیار دست و دلباز میشود و صدها شام و نهار را تقدیم به کسانی مینماید که خوردن و نخوردن آنها علی السویه است ولی حاضر نیست بخشی از هزینه آن را به کسانی تقدیم کند که بسیاری از مشکلات زندگی آنها را مرتفع خواهد کرد.
· مرد ایرانی به خاطر زیارت کربلا و مکه سخت ترین مشقات را تحمل میکند و در این راه از جان خود مایه میگذارد ولی چه بسا که از خویشاوندان و نزدیکان خود غافل است که ممکن است بسیار به کمک او نیازمند باشند.
در مورد تناقضات رفتاری مرد ایرانی مصادیق زیادی میتوان یافت ولی به مصداق عاقل را اشاره ای کافی است به همین اندک بسنده میگردد.
چه مقدار از ویژگیهای گفته شده و یا خصوصیاتی از این دست در رفتار ما قابل مشاهده است؟ آیا جرات این را داریم که خود را نقد کنیم و بنیانهای فکری و اعتقادی خود را زیر سئوال ببریم و نظام اعتقادی جدیدی مبتنی بر اصول صحیح که در آن توجه به شرافت انسانی در صدر اعتقادات و باورهای ما قرار داشته باشد پی ریزی نماییم؟ هر گونه تغییر قبل از هر چیز شهامت میخواهد تمام انسانهای بزرگ که خود را تغییر داده و منشا تغییرات عظیم در جهان شده اند این شهامت را داشته اند.