حامد صفایی - بهمنماه ۱۳۸۶
زمانی برایم جذاب بود که معنی لغاتی که مدتها و از زمان کودکی از زبان دیگران شنیده بودم را بیابم. لغاتی که خود نیز در گفتار روزانه از آن استفاده میکردم، «کلینکس» همان دستمال کاغذی است. «وایتکس» سفیدکننده، «آی فون» دستگاه ارتباط صوتی، «کُلمن» هر آن چیزی که درش غذای گرم یا سرد نگهداری میشود، «آدامس» جویدنی دیرپا. ساز «ارگ» صفحه کلیدی است که از طریق الکترونیک صداهای گوناگون تولید میکند، «جاز» برای ما سازی که با دو تکه چوب نواخته میشود. و هر نوع مایع ظرفشویی «ریکا» است، که این یکی نه انگلیسی و نه فرانسوی، که از زبان گیلکی آمده و به معنی «پسر» است، و این ماندگارترین عنوان تجاری ماست. گاه میشنویم،«این ریکاهای خارجی خیلی خوبه ها!»
***
خاله شهلا موسیقی را به دودسته بزرگ تقسیم کرده بود: شاد و غمگین. هر آنچه را که میتوانست با آن برقصد در گروه اول و باقی را در دسته دوم جای میداد. شادی و رقص برای خاله مترادف بودند و اگر بر روی سطل وارونهای هم برایش رِنگی میگرفتی و او را به رقص وامیداشتی تو را نوازندهای چیرهدست میخواند.
***
زمانی داشتن تلفن همراه دارندهاش را در فاصلهای با دیگران قرار میداد چرا که خریدش برای افرادی از طبقه متوسط میسر نبود. تلاش برای رهایی از مرتبه متوسط روبه پایین اجتماعی گاه به استفاده هرچه بیشتر از لوازم نوظهور و ناشناخته و کمیاب وارداتی منتهی میشود. گاه زندگی در ساختمانی مجهز به آسانسور برای ساکنانش سربلندی و غیر از این سر افکندگی به همراه دارد.
***
واژههایی یا ابزاری که روزانه با آنها سروکار داریم اجزاء در ظاهر بیاهمیت کلیتی را تشکیل میدهند که زبان دریافتی ما از محیط پیرامون و شرایط حال حاضرمان است.
***
موسیقی پاپ شبیه به بسیاری از جریانات نوظهور به مدد تغییر و تحولاتی ناشی از سیاستهای دولتی در میان موسیقیکاران داخلی رواج دارد. همچو کالایی است وارداتی که معنی خاصی در میان ما یافته. موسیقی پاپ قبل از آنکه تعریفی وابسته به ساختاری خود منشاء و درونی داشته باشد سربرآورده از پس ِ نیاز مخاطب طبقه متوسط است که در فاصله فضای انحصاری و قانونمند موسیقی کلاسیک و بیگانگی ملودیهای فولک در میان شهرنشینان چیز دیگری را طلب میکند که بازتابی عینی و بی واسطه از لحظات روزانهاش باشد و همواره روحیهای گرم و صمیمی را به همراه بیاورد.
***
موسیقی پاپ از کمبود حضور موسیقی در زندگی روزانه مردم در اروپا متولد شد، درست در زمانی که موسیقی کلاسیک در اختیار درباریان و کلیسا بود، و مجالی یافت تا آوازهای مردمان آن روزگار را با رنگ و بویی اعتراضآلود به گوش شنوندگانش برساند و دلمشغولیهای در دل مانده را ناله کند. این در حالتی است که در جوامع شرقی، به خصوص درایران، موسیقی در میان مردم حضور داشته و عدم این نیاز در مخاطب ایرانی جدیتی را برای حضورش در حوزه موسیقی به همراه نمیآورد چرا که درخواست مخاطب از تولیدکننده در شیوه و کیفیت کارآنان تأثیر داشته و آن را هدایت میکند.
***
ادبیات ساده، شیوه ارائه آسان و قیمت ارزان آلبومها، حضور بیامان اهالی موسیقی پاپ در رادیو و تلویزیون و ابراز علاقه طرفدارانی با طیف گسترده، ذهن هیجانزده را گاه به اشتباه در دام تعبیر شتابزدهای میاندازد که گمان میکند موسیقی پاپ شیوه نازلی از نوع موسیقی است و گاه میشنویم که: «فلانی خیلی کاراش بد شده... دیگه پاپ شده.» اما فینفسه این گرایش از موسیقی سعی دارد با استفاده از عناصر روزمره و پیش پا افتاده در دل تودهای از مخاطبان و هر قشر و سلیقهای نشسته و همراهیشان را طلب میکند، مثل کارهای{محسن نامجو}.
***
اما هرقدر جزئیاتی که ساختار موسیقی پاپ را تشکیل میدهند با بستری که در آن فرود آمده ناهماهنگتر باشد، تولید، ارائه و مخاطب در شرایط مضحکی از برخورد با معانی آن قرار خواهند گرفت. این ناهمنشینی باعث شده تا علاقهمندان به ساخت این گونه آثار در ایران جوانانی سرمایهدار و یا وابستهگان دوم یک رأس سرمایهداری باشند که کوچکترین آشنایی با نوع زندگی مخاطبانشان، یعنی طبقه متوسط جامعه، ندارند و در اشانتیونی از خوشبختی سیر میکنند.
***
قلاده موسیقی پاپ در دنیا به دست کمپانیهای تولیدکننده این آثار است و رقابت و کشاکش و روی کار آمدن ستارهها و جنجال روزنامههای صورتی و بازیهای تبلیغاتی گاه بسیار جذابتر از پیگیری خود آثار در بین جوانان از کار در میآید که عمده طرفداران موسیقی پاپ به حساب میآیند و این یک ویژگی حیاتی است که موسیقی پاپ را به صنعتی پولساز بدل میکند.
***
در ایران، اما، به دلیل نظارت مستقیم و یا غیرمستقیم دولت و نگاه مذهبی به جریان موسیقی و پاشیدگی سلیقهها، استقلال از بدنه آن فاصله گرفته و همچنان خود را در موقعیت دیگری به مخاطب باز میشناساند. این جریان در زادگاهش فینفسه علاقهای به دست و پنجه نرم کردن با منتقدین جدی موسیقی نشان نمیدهد، جایگاهش را در میان هیاهوی حواشی و اخبار ابریشمی بسنده میداند، و ارزیابیاش را میسپارد به حساب حاصل سود فروش.
***
هنگامی که تولیدکننده داخلی این آثار (خوانندهها) از ابتدا خواستهای خلاف مرام زیر بنایی موسیقی پاپ داشته، یعنی نزدیک شدن و در میان مردم قرار گرفتن را نادیده گرفته و سعی دارند با ساخت آنان خودی بالا بیاورند و در میان دوستان و آشنایان محبوبیتی بیافرینند، کل ماجرا از یک بده بستان داخلی و در محدوده جمع دوستانه فراتر نمیرود.
***
در هر صورت این تولیدات در زمینه موسیقی قبل از آنکه پیرو تعریفی از فرهنگ عامه باشند شکلی از یک شیرینکاری پرهزینهاند. خالقین این آثار خود را به عنوان آهنگساز و یا نوازنده و یا خواننده پاپ به حساب نمیآورند. دراصل پاپ نیستند چون آنرا به دلایلی که گفتم نازل میدانند و پاپ هستند چون همراهی توده مردم را خوش دارند و محبوبیت را میطلبند و مردمی بودن را در ظاهر اجرا میکنند.
***
هر آنچه در پی واکنشی برای مخاطب تولید میشود در موقعیت عرضهاش تعریفی مییابد. بدون شک آثاری که سعی در تحریک احساسات رقیق خاله شهلا دارند و هیجانزدهاش میکنند و دست آخر او را به رقص در میآورند در محدوده تعریف آثاری از موسیقی مینشینند، با مخاطبی که موسیقی را به دو گروه عمده تقسیم میکند.
موسیقی شاد و موسیقی غمگین.
